

تو برو,من هم برای اینکه راحت بروی میگویم :
باشد برو خیالی نیست....
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست....
خیال توست....!
[ سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۵ ق.ظ ] [ ☆مــائـבهـ☆ ] [ ]
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان


سکوت همیشه معنی سکوت را ندارد,گاهی سکوت یعنی :
س : ساعت های...!
ک : کسری...!
و : وجود...!
ت : تو...!
[ سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ ] [ ۱۰:۱۳ ق.ظ ] [ ☆مــائـבهـ☆ ] [ ]
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان


از مادرت بخاطر غذایی که برای تو پخته قدردانی کن
بعضی ها غذا ندارن
و
بعضی ها مادر...
[ چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ ] [ ۳:۲۷ ب.ظ ] [ ☆پرنـבه سیاه☆ ] [ ]
برچسب: مادرانمان,بداریم,نیستندفرشته,
نویسنده: مهراد زارعیان
پاییز در تسخیر الفبای بی قاعده ی نقاشی؛ الفبایی که در رنگ ها خلاصه می شود
صدای نواختن آکاردئون در کوچه های پاییز را نمی توان در هیچ پنج خط حاملی تصور کرد، چرا که این بداهه نوازی سالهاست که از حصار قانون موسیقی گریخته است.
چقدر ساده بی خوابی های پاییز با صدای جاروی چوبی به رویا تبدیل می شود، برگ هایی که تا روی زمین رقصیده اند و اکنون با ساز بی نام رفتگر آهنگ یک خواب شیرین را می سازند.
چقدر آدم ها

پاییز نزدیکه نازنینم... بی اختیار عاشقت می شوم...
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
کی بشه اون روز که چشمام به نور تو روشن بشه؟ کی بشه اون روز که تو لبخند بزنی و من دلم ضعف کنه؟ کی بشه اون روز که تو غرق آغوشت بشم و چشمامو ببندم و تو هوای بغلت نفس بکشم؟
میشه یه روز بیاد که موقعی که چشمام رو از خواب بیدار میکنم، صورت ماهت رو ببینم؟ و تو با دستای قشنگت، اون دستای شفا بخشت، منو نوازش می کنی
میشه روزی بیاد که روی پاهات خوابم ببره؟ روی اون دامن گل من گلیت؟
ماه من؛ ای ماهی که ندیدمت،
برچسب: جهانم,
نویسنده: مهراد زارعیان
بهترین دوست خداست,او آنقدر خوب است که اگر
یک گل به او تقدیم کنید....
دسته گلی تقدیمتان می کند....
و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادید...
دسته گل هایش را پس بگیرد....
برچسبها: خدا, آنقدر خوب, دسته گلنوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ توسط مائده|
تو مرا می فهمی
من تورا می خواهم
و همین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی…
برچسبها: تو, من, قصه, ناب ترین شعر, زماننوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۸ ب.ظ توسط آرمیتا|
برچسب: فهمی,
نویسنده: مهراد زارعیان
به درخشندگی ماه
به تنهایی ماه به زیبایی لبخند
قهوه تلخ
پسر، دختر را در یک مهمانی ملاقات کرد.خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند در حالیکه پسر کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمی کرد …آخر مهمانی، دختر را به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش را قبول کرد.در یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از آن بود که چیزی بگوید، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد “خواه
برچسب: قهوه,
نویسنده: مهراد زارعیان
عشق ِ من
عشق ِ منبیا !قول می دهم کهقایقت شوم ؛تو فقط بادبانم باش !بگذار هر چه حرف پشت سرمانم می زنند ،باد ِ هوا شودو دورمان کنداز این آدم ها … !
برچسبها: عشق من, عشق, قایق, بادبان, باد
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۸:۲۱ ب.ظ توسط آرمیتا|
برچسب:
نویسنده: مهراد زارعیان
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ
ﻫﺮ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺳﻬﻤﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﻦ ﺁﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ
ﺳﻬﻢ ﺁﺳﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ.
برچسبها: آسمان, پرنده, چشمان تونوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۲۳ ق.ظ توسط آرمیتا|
برچسب: چشمان,
نویسنده: مهراد زارعیان
هیچ کس مثل تو نیست....
وقتی آغوش میشوی و زمستانی ترین غم ها در گرمای
محبتت ذوب میشوند....
وقتی بوسه میشوی و گونه هایم را مهمان میکنی به بارش
شکوفه های بوسه....
وقتی واژه میشوی و از دوست داشتن میگویی....
هیچ کس مثل تو نیست....
برچسبها: وقتی, هیچ کس, محبتتنوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۱۲ ق.ظ توسط مائده|
برچسب: وقتی,
نویسنده: مهراد زارعیان
وقت هایی هست
ﻭَﻗﺘﺎﻳـے ﻫَﺴﺖ …✖√ ﻧﻪ " ﮔﺮِﻳـــــﻪ ﻛَﺮﺩﻥ " ﺁﺭﻭﻣﺖ ﻣﻴــــ ﻜﻨﻪ …ツ√ ﻧﻪ " ﻧـــــــــفـﺲ ﻋﻤﻴﻖ " 〇√ ﻧﻪ " ﻳﻪ ﻟﻴـــــﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﺳَــــــــﺮﺩ …" ∝√ ﻧﻪ " ﺩٰاﺩ ﺯﺩَﻥ " …⌛√ﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳــــــــے ﻫﺴـــــﺖ ﻛﻪ√ﻓﻘﻂ…↯↯↯~√نــــیاز داری↯↯↯√یکى بهت بگه من هنوز هستم چه مرگته✔
برچسبها: گریه, نفس عمیق, آب سرد, داد زدن, هنوز هستم
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۲:۱۷ ب.ظ توسط آرمیتا|
برچسب: هایی,
نویسنده: مهراد زارعیان
کیــ منــ ﺧﻼصــ ﻣﯿﺸﻮمــ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ؟
کیــ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﺑﻤﻘﺼﺪ دلــ ﺍینــ ﻗﻄﺎﺭ ﺗﻮ ؟
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ فصلــ ﺑﻬﺎﺭیــ کهــ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺁﺭﺍمـــ تکیهــ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻫﺎ ﺷﺪ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ . . .
برچسبها: انتظار, دل, قطار, فصل, بهارنوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت ۵:۵۸ ب.ظ توسط آرمیتا|